امروز: شنبه, 29 شهریور 1399

کرسی آزاد اندیشی

بسم الله 
فصل دوم

کرسی آزاداندیشی

تو فصل قبلی بهتون وعده داده بودم که ادامه مطلب طلبتون .حالا برای شروع ،این فصل رو، با بخش انتهایی فصل قبلی پیوند می زنم و طلبتونو میدم انشاالله براتون مفید باشه . 

دلم می خواست بهش نزدیک شم. یه روز تو دانشگاه بابچه ها دور هم ، نشسته بودیم که من سرِصحبت روباز کردم تا هم بهتر از اون و رفتارهاش سر در بیارم و هم به شبهاتی  که ذهنم رو درگیر کرده بود، جواب روشنی داده بشه . این بود که حرف رو کشوندم سمت حجاب . برخلافِ دوستم ، خیلی حجاب رو دوست نداشتم . و این باعث شد، به چیزی که سرم می کنم نبالم و گاهاً دلم بخواد آزادتر بپوشم  و 

 


اصل داستان از این جا کلید خورد

 ...گفتم : من میگم با حذف حجاب جامعه اشباع  میشه  و به تعادل و آرامش می رسه

.مریم : من  که مخالفم


سارا : علت مخالفتت چیه شما ؟؟ من که میگم اگه این جوری بشه خیلیم خوبه . همه ارضاء میشن .

مثل غربی ها. ببین ؛ کسی به کسی نگاه نمی کنه .

ماها هیچی ندیده ایم . تا دو تار موی زن ها معلوم میشه ، همچی مردا چش در میارن و نگاه می کنن  که نگو. عین ندید بدیدا . خب ؛ اگه آزاد باشه که هرکی هرچی دلش خواست بپوشه دیگه این همه مکافات نداریم !!


لیلا : نه سارا ؛ تو میگی همه چی آزاد باشه  جامعه اشباع میشه و همه چشم و دل سیرمیشن ؟! ولی میل جنسی ، ازون چیزایی که هر چی بیش تر بهش بهاء بدی ، سر کش تر می شه و یه  میل سیری ناپذیره . پس تو چطور میگی همه سیر می شن ؟!تازه ، تو غرب آمار تجاوز خیلی زیاده


الهام : خب اگه اینطوره پس چرا تو کشورهای غربی ، همه عادی از کنار هم رد میشن . این طور نیست که خیلی به هم نگاه کنن یا براشون عجیب باشه . تازه فکر میکنی تو کشور ما ، که این همه رو حجاب تأکید میشه ، آمار تجاوز و فساد ،بهتره ؟؟!! نه خواهر!  بدتره . کلی کارای زیر زمینی در حال انجامه که من و تو نمی دونیم و بی خبریم

دیدم همه مشغول اظهار نظر کردن هستن جز اونی که من می خواستم نظرشو بدونم و حرفاشو بشنوم . این بودکه صداش کردم و گفتم : زهرا جان ! شما نمی خوای تو بحث ما شرکت کنی ؟! از تو بعیده چیزی نگی ؟؟


!!بچه ها گفتند : آره زهرا ؛ تو بهتر می تونی از پس این شبهات بربیای 


زهرا ، لبخندملیحی زد و گفت : البته که شرکت می کنم . فقط می خوام اول حرفای دوستان رو بشنوم . بعد قول میدم که نظرمو بگم ...     بچه ها ادامه دادند


سارا : اصلا مرد خودشو کنترل کنه . چرا همه چی باید رو سرِ زن خراب شه . مثلاً تو گرمای تابستون ، علاوه بر اون چیزایی که زیر می پوشه ، باید یه چادر مشکی و بلند سرش کنه که چی ؟ فلان آقای هوس باز و بیمار و چشم چرون ، دلش نلرزه یا به این زن دست نزنه 


مریم : خب بابا ؛اگه همه پوشیده باشن ،امنیت برقراره . خیانت کمتره . یه مرد  واسه یه زن .خونواده ها خیالشون راحت تره


الهام : البته یه کم شوخیه هااا ولی تنوع طلبی هم بدک نیستااا . هرکی با هرکی می خواد باشه . به ما میگن خودتونوبپوشونید تا همه با تمرکز خیال درس بخونند و کار کنند. در حالی که می بینیم غربی ها با این که آزاد هستند ولی خیلی پیشرفته تر از ما هستند . هم در علم ، هم صنعت و...تازه اونا از ابتدایی به بچه هاشون آموزش مسائل جنسی رو میدن


سارا : من فکر می کنم این سخت گیریها و نوع فرهنگِ کشورِ ما ، مردم رو تبدیل به یه سیبی کرده که از درون  کرم خورده اند وهمه ی خرابکاری هاشونو پنهان می کنن و اگه همه چی آزاد بشه ، این سیب متلاشی میشه . اونوقت می بینید چه طور همه خودشونو وا میدن.اصلا مگه این میل به جنس مخالف رو ، میل به خودنمایی و خود آرایی رو خدا در درون ما قرار نداده، خب ؛ منم می خوام به همه ی نیازهام خوبه خوب پاسخ بدم. شما چی میگی ؟؟!


لیلا :آره ما علاوه براین چیزایی که تو گفتی ،کلی غرایز دیگه هم داریم که باید بهش جواب بدیم امادر جای خودش. خدا همه ی این هارو در ما قرار داده ولی خواسته که برای همه ی نیازها ، حدی قرار بدیم نه اینکه تا تهش بریم ، نه اینکه پامونو فراتراز این حد بذاریم. در ما غریزه خشم و غضب  هم ،هست ولی کی و کجا من اجازه دارم غضب کنم. اصلا در مقابل چه کسی یا کسانی ؟هر چیزی محدوده  ی خودش رو می طلبه.با دلم میخواد ،دلم میخواد ، که نمیشه. اسلام ، یه حریمی داره وما تو اون حریم مجاز به استفاده از غرایزمون هستیم


من گفتم : بچه ها این رو قبول کنید که بحث حجاب تو کشور ما فقط برای زن ها معنا پیدا می کنه .شما یه برنامه ، توسیستم مدیریتی کشور اسلامی مون برای حجاب مردها پیدا نمی کنی. پس انقدر حریمی که اسلام گفته ، اسلام گفته رو تو سر ما نکوبید لطفاً. اگه اسلام دینه تعادله ، پس کو تعادلتون ، اگه دینه مساواته ، پس کو مساواتتون ؟؟


این ایراد به ما وارد هست که اسلام حقیقتاً در کشور ما پیاده نشده و این ایراد مربوط به

...قانون کشور ماست نه به اسلام

 

حالا دیگه دوستمون زهرا بود که به این بحث ها جواب می داد . همه گوش شدیم تا ببینیم ، زهراچطور میخواد در مقابل این همه سوالای رنگارنگ که خودمون هم نمی دونستیم ریشه ش از کجاست ؛ جواب روشنی بده

 ببینید بچه ها ! شما در ظاهر می بینید که اونجا کسی به کسی نگاه نمی کنه . شما باید بدونید که اونجا مراکز فساد زیادی وجود داره که فشار جنسی جامعه رو می کِشه .حجم بسیار زیادی از این مراکز مثله ،کاواره ،دیسکو وجود داره که طرف میره تواین جور جاها ،هرکی رو بخواد ، هرجور که بخواد می بینه . هر کار که بخواد می کنه. خب ؛ لزومی نداره که تو خیابون  به یکی که روسری سرش نیست ، زل بزنه . چون بهتر از این رو جای دیگه می بینه . یعنی با یه هزینه خیلی پایین ، فشار جنسی جامعه کم میشه . ما اگه بخوایم بگیم آزادی حجاب ؛و بگیم اگه حجاب رو آزاد کنیم مردم عقده ای نمی شن و آرامش پیدا می کنن ، اونوقت بایدیه کاواره هم بزنیم . مثل زمان شاه


گفتم : خب ؛ بشیم مثه زمان شاه . مگه چی میشه زهرا ؟؟

 

 

نه دیگه ببخشید ما یه جامعه اسلامی هستیم و حریم خاص خودمونو داریم . نه حجاب رو آزاد می کنیم و نه دیسکو و کاواره می زنیم .از هیچ کدوم از شرایطمون پایین نمیایم.  اون هم دلایلی داره که مطرح می کنم


شما اگه کمی مطالعه کنید می بینید ، با اینکه در غرب مراکزفساد وجود داره و مثلا باید فشار جنسی اونارو کم کنه اما تو  آمارهای خودشون ، آمار تجاوز به کودکان ، حتی آمار تجاوز به حیوانات دیده میشه . و الآن خودشون به این نتیجه رسیدن که واگن هارو جدا کنن ، مترو هارو جدا کنن و این بخاطر آمار بالای تجاوز به زن هاست. و باز طبق آمارهای خودشون تو خیابون هاشون در هر سه دقیقه یه تجاوز انجام میشه . تو اداره ی پلیسش که مرکز امنیت کشور هست ، زنها از دست همکارهای مردشون که پلیس هستند امنیت جنسی ندارند

 

پس دوتا نتیجه می گیرم : 1" با فرض درست بودن حرف شما که گفتید اونا اشباع شدن و به آ رامش

رسیدن ؛ جوابش اینه که ، اونا این مراکز فساد رو ایجاد کردند و این جوری خودشون رو کنترل می کنند

"2

فرض شما از اساس باطل و اشتباهه . چون طبق آمارهای خودشون ما این همه تجاوز را در اونها می بینیم . "

پس نتیجه می گیریم هر چی بیش تر به این میل توجه بشه ، شدید تر میشه. و ما تو اسلام داریم که میگه تو هرچی بیش تر به سمت شهوت و شکم میل پیدا کنی ، در حقیقت خو می کنی به حیوانیت و فاصله می گیری از انسانیت


 یه جمله ی کلیدی اینه که بدونید " میل جنسی کنترل شدنی هست ولی تمام شدنی نیست  "  پس بدونید که اسلام دینه تعادله نه کاملا نهی  می کنه و نه کاملا آزاد میذاره 

الهام : خوب من میگم ؛ لااقل بشیم مثله ترکیه.مدل کشوراونا خیلی خوبه!!


زهرا : قبول داری که اسلام یه دین همه جانبه است؟ خب ؛ عزیزم؛ هرکشوری برای خودش متناسب با دین و فرهنگش ، قوانینی دا ره و همه موظف به رعایت قوانین اون کشور هستند . و هیچکی حق نداره خلاف اون قوانین رفتار کنه . برای همین یه ناظری هم برای اجرای درست قوانین میذارن چرا که این سختگیری ها موجب بقا وتداوم یه کشوره . حالا ما یه کشور اسلامی هستیم و متناسب با دینمون قوانینی وضع شده و همه موظف به رعایت اون هستیم  . تازه گلم ؛ اسلام یه دین اجتماعیه واحکام اجتماعی داره .پس  وقتی کسی می پذیره که تو کشوری زندگی کنه باید به قوانین اون کشور احترام بذاره، این رو قبول داری که حجاب دستور اسلامه؟

 


لیلا: پس باید به قوانین یک جامعه اسلامی احترام بذاری، راستی به نظر تو حجاب یک دستور فردیه یا اجتماعی؟


سارا : فردیه دیگه! من باید حجاب کنم. آقایون که از هفت دولت آزادن!


زهرا: نه دیگه !!حجاب مسئله اجتماعیه. اتفاقاً برای حضور زن در جامعه، حجاب قرار داده شده. یعنی علت میشه واسه حضور زن در جامعه . و چون اسلام تاکید زیادی روی حضور مؤثر زنان در جامعه داره و نمیخواد که زنها با خصوصیات زنانگی خودشون وارد جامعه بشن ( ذلک ادنی ان یعرفن فلا یؤذین ) بلکه به عنوان یک انسان وارد جامعه بشه .ونه به عنوان یه  زن ویا یه  مرد، به همین دلیل پوشش رو برای آزادی عمل اونها در جامعه قرار داده.

 

راستی بچه ها ، استاد دوره ی طلیعه حکمت مون یه حرف خیلی جالبی زده که  اولش ما همه تعجب کردیم . ایشون گفتن : زن در اسلام مطلقا حق حضور در جامعه رو نداره! ... بعد از حرف استاد همه شروع کردیم به انتقاد کردن که بابا این چه حرفیه و اینا . که استاد این جوری آروم مون کرد : بزرگواران ، زن مکلف به حضور در جامعه است. (المؤمنون و المؤمنات بعضهم اولیاء بعض یامرون بالمعروف و ینهون عن المنکر....)زن باید در جامعه باشد . اما چگونگی حضورش مورد بحثه .

 گفتم :چه جالب،تاحالااینجوری بهش فکر نکرده بودم.اما ،اینطوری نمیتونی واقعا افراد روبشناسی    

مریم: توحاضری به چه قیمتی آدمهاروبشناسی؟به قیمت فاسدکردن یک جامعه؟

 زهرا :  می دونی تویه جامعه اکثریت مردم عوام اند نه اهل فکر ،عقلشون به چشماشونه حالا فکرکن ما حجاب رو آزاد کنیم ناخوداگاه یه عده ای با پوشش نامناسب وارد جامعه می شن واین ناخود آگاه رو خیلی از مردم اثر می ذاره ، اما این موج با خودش سیلی رو به همراه میاره که خیلی ها که تو شرایط عادی خودشون رو حفظ می کنن درگیر گناه می شن،اسلام نمی پسنده که فضای جامعه حالت جنسی پیدا کنه،وقتی از خونه خارج می شید باید انسانیت تونو جلوی جنسیت بذارید.

لیلا : یعنی وقتی تو و بقیه مردم با پوشش وبه صورت انسان و نه با تبرج زنانه وارد جامعه بشن تحریکی وجود نداره وهمه با فراغ فکری وآرامش روانی به وظیفه اجتماعی خودشون عمل می کنن.

سارا:ولی چرا توغرب همه راحتن؟ میگن تو خارج مردا دیگه سیر شدن لختم بری بیرون نگات نمیکنن کسی کاریت نداره .


زهرا :پس این آمار تجاوزات از کجا میاد آخه؟ بعدشم گلم اینکه اونجا مردا یکم به پوشش زنها بی توجه شدن به خاطر اینه که آستانه تحریک پذیریشون بالا رفته ولی از هوس که سیر نشدن؛ اینجوری هروقت که دلشون بخواد از این حرمسرای عمومی استفاده میکنند.

 

تو چه دلیلی داری که میگی اینا به تعادل و آرامش رسیدن ؟؟!! اصلا تو تعادل و آرامش رو چی معنا می کنی ؟ چی رو دیدی ؟آیا یه فیلم ساده و آبکی رو دیدی که عشقولانه ست و یا یه خیابون آروم  رو دیدی ، فکر کردی این ها به تعادل و آ رامش رسیدند ؟یا نه باید بگردیم به آمارهایی که خودشون میدن

  ممکنه که ما آمار دقیق از وضع کشور خودمون نداشته باشیم در حالی که اون ها آمارهای دقیقی دارن. ممکنه تو کشور ماهم فساد جنسی باشه ، ما این قضیه رو نفی نمی کنیم  . اما یکی از دلایلش اینه که  این مسئله برای کشورهای غربی به صورت یک بحران دراومده و برای ما الحمدلله یه وضعیت بحرانی نیست . خیلی محدوده ش پایین تره و اصلاً قابل مقایسه نیست با کشورهایی که یک سوم متولدینش پدر و مادر ندارند . شما میخواید این رو با کشور ما مقایسه بکنید!!؟؟


این یک سیاسته که اگر بخوای یک جامعه رو به راحتی اداره کنی باید اون رو درگیر یه چیز های بکنی که نتونه خوب فکر بکنه . من فکر نمی کنم هیچ جامعه ای مثلِ مردم جامعه ی ما سیاسی باشند و از احوال جامعه ی خودشون آگاه باشند و اظهار نظر کنند . درحالی که در بعضی کشورها همین که طرف حقوقش رو بگیره و یه عیش و نوش و آزادی داشته باشه ، براش کافیه . بنابراین مردم را رفاه طلب کردند و یکی از راه های رفاه طلبی ، ایجاد فضای باز جنسیه تا افراد گله ای از وضع جامعه نداشته باشند و همه درگیر این هستند که برای زیبایی رقابت کنند تا مورد پسند جنس مخالفشون قرار بگیرند .و خود به خود افراد اسیر این شرایط میشن.  وقتی این طور شد دیگه فرصتی برای کارهای عمیق باقی نمیمونه . البته تأکید میکنم تنها دربعضی از کشورها نه همه ی آن ها


به نظر شما تو این رقابت کدوم یکیشون برنده  و کدوم یکی بازنده ست ؟ زنی که مدام خودش رو و زیباییش رو عرضه می کنه و مردی که از او و بقیه زن ها استفاده میکنه ؟

من و بقیه گفتیم : خب معلومه مرد؛ چون با کم ترین هزینه بیش ترین استفاده رو از زن کرده

 

زهرا گفت : نه دیگه ! این جا رو اشتباه کردین . هیچ کدوم برنده نیستند. هردو بازنده هستند . چرا؟ چون میل جنسی سیری ناپذیره .و این مرد با یک زن سیر نمیشه . میخواد همه ی زنانِ زیبا و یا هر زنی که به دلش نشست رو داشته باشه ولی نمیتونه .زن هم بازنده است .  چون مدام میخواد به یه ایده آل های ظاهری برسه ومدام دنبال زیباتر شدن و دیده شدن توسط مرد هاست . و با سایر زن ها در این بازی مسخره رقابت می کنه . ولی چون به هیچ حدی قانع نمیشه اونم نمی تونه سیر بشه . و براش مشکل روانی ایجاد می شه .پس بازنده ی این بازی هردو هستند 


در بحث پیشرفت های زیادغربی ها در علم ، باید بگم که این بیش تر برمی گرده به تنبلی خودمون . مردم ما با توجه به هوش زیادشون اما آنچنان که باید اهل تلاش نیستند و این رو بدونید که اگه غربی ها ، این فضای آزاد جنسی رو می بستند، رشدشون چندین برابر اینی بود که الآن هستند . و علاوه براین ، نظارت های دقیقی که در محیط های اداری اونا  وجود داره که  دقت میشه تا کار افراد ، برون ده خوبی داشته باشه .مثلاً دوربین های مخفی زیادی در سطح شهر و در محیط های اداری اون ها وجود داره تا افراد دزدی نکنند ،جنایت نکنند ، از وقت کارشون نزنند، همه ی مقررات مربوط به اون محیط اداری رو رعایت کنند ، از زیر کار در نرند. واین باعث میشه خود به خود آمار رشدکارشون بالا می ره.اگه بدونید ، بزرگترین دزدی تاریخ زمانی اتفاق افتاد که در انگلیس یک ساعت برق قطع شد ، یعنی چون دوربین های نظارتی قطع بوده ، همه یورش بردن به فروشگاه ها و مراکز تجاری . منتها در مورد تجاوز باید بگم که اونا تجاوز را یه جرم نمی دونند

                                                                                                                

این اولین بار بود که در فضای دانشجویی ودر یه جمع کاملاً دوستانه بحثی به راه افتاد . یه چیزی تو مایه های کرسی آزاد اندیشی

تو این بحث بعضیا همون جا قانع شدن و بعضی ها هم به زمان احتیاج داشتند تا بیش تر راجع به چیزهایی که گفتند و شنفتند ، فکر کنند . اما اون چیزی که بین همه ی ما مشترک بود رضایت از بحث و شیوه ی مباحثه بود . این شد که قرار گذاشتیم در اسرع وقت  دوباره دورهم جمع شیم و به یه شبهه دیگه پیرامون حجاب جواب بدیم

نظرات   

 
منم بچّه مسلمان
+2 #19 منم بچّه مسلمان در تاریخ: جمعه 27 دی 1392 ، ساعت 01:10 ب ظ
به نظر من فرد مسلمان خود وتمام جوارح خود را تسلیم محض خدا کند و معنای حقیقی اسلام را در معانی زیبای قرآن جستجو کندآن کشور، کشور بدون بی بندباری خواهد بود .تمام تلخیهای روزگار بمانند طعنه ها ، توسری زدنها وغیره که میدانم سخت است امّا برای رضای خدا وبرای پیوستن به لقای الله ،آنوقت آن تلخی ها به شیرینی تبدیل میشود. پس خواهر وبرادر دینی ،تو مسلمانی چرا خرافات وعقاید باطل را در ذهن خود مشغول میکنی آیا می ارزد شیرینی های دنیا به ظاهر شیرین است اما دنباله آن تلخی هاییست که باورش برایت سخت است وتحمل یک ذره ازآن رانداری جدال درآن فایده ای دارد؟ این لذّت آنی ست چشمت را بازکن به آخرت هم نگاه کن وتاباکوله باری از تقوا به دیار حق بروی آنوقت هرچه اسلام به تو میگوید گوش فرا میدهی واین رابدان اسلام هیچ وقت به ضررتو پیامی نمیدهد ونفع تورامیخواهد وقتی میگوید زنان باچادر از خانه خارج شوند آنرا نفع تو میداند صددرصد من وتو مسلمان بهتر میفهمیم تااونی که خدارانشناخته اگر هرکسی وطیفه خود رابداند بعنوان شیعه جامعه ما جامعه اسلامی کامل میشود اللهم عجّل لولیّک الفرج
نقل قول
 
 
م.ک.ع
+3 #18 م.ک.ع در تاریخ: جمعه 13 دی 1392 ، ساعت 09:10 ب ظ
حضرت محمد (ص) : دو نصیحت کننده در میان شما می گذارم : یکی گویا و دیگری خاموش : گویا قرآن است و خاموش مرگ . نصایح صفحه 82
حضرت محمد (ص) : هر کس پنچ چیز را برای من عهده دار شود ، من بهشت را برایش ضامن شوم : نسبت به خدا ، پیغمبر ، قرآن ، دین خدا ، جامعه ی اسلامی خیر خواه و دلسوز باشد. نصایح صفحه 213
پیغمبر(ص) فرمودند : دوستی من و خاندانم در هفت جای پروحشت سودمند است : وقت مرگ ، در قبر، هنگام زنده شدن ، موقع تحویل دادن نامه اعمال ، در وقت حساب و سنجش اعمال و عبور از پل صراط. نصایح صفحه 263 حدیث 13
نقل قول
 
 
هم ولایتی
+9 #17 هم ولایتی در تاریخ: جمعه 06 دی 1392 ، ساعت 01:10 ب ظ
سلام . ممنون از مطلب مهم و سنگینی که گذاشتید.فکرمیکن م قرار دادن این موضوع جرأت میخواست.آدم میتونست بدون تعصب ازکاری که انجامش می ده،دفاع کنه و بهش عشق بورزه. واقعاًسپاس گزارم.بحث های خوبی بین بازدیدکننده ها صورت گرفت که اون هم در جای خودش جالب بود. اگه میشه ادامه بدید این موضوع را.
نقل قول
 
 
نگارنده
+9 #16 نگارنده در تاریخ: سه شنبه 03 دی 1392 ، ساعت 02:10 ب ظ
جناب شریعتی حتما ملتفت هستید که بین مراکز دوستیابی که در ابتدا گفتید و میل پیدا کردن دختر وپسربه دوستی باهم کلی فاصله است .وقتی اسم مراکز میاد ،ذهن انسان به یه ساختار سازمان یافته میل پیدا میکنه که در دانشگاه هامستقره و این بدون اینکه شما بخوایدنوعی اتهام میشه به دانشگاه های ما.چون ممکنه کسی از فضای دانشگاه بی اطلاع باشه و باور کنه که در دانشگاه مراکز دوستیابی تشکیل شده. برای بارچندم عرض می کنم ،منظور خودتان را روشن بیان کنید تا انسان به اشتباه قضاوت نکنه.درضمن بزرگوار؛ دوستی دختر و پسر، اختصاص به محیط دانشگاه نداره.شما منظور خودتان رااز برخی چیزهایی که می نویسید روشن بیان نمی کنید.

بنده به عنوان کسی که متن رو نوشته درقبال شما و سایرین مسئولم که پاسخ سوالات و شبهات رو تا جایی که دانشم یاری می کنه ، بدم.شما سوال کردیدوطبیعتامنت ظرپاسخ بودید،بنده هم پاسخ دادم.والا کسی از بحث های بی نتیجه خوشش نمیاد.شما نه جواب های بنده رو می پذیریدونه دلیل روشنی برای شبهات خودتون میاریدودرجواب می گیدرمقی ندارم!!فکرنمیکن م کسی بیکارنشسته باشه اینجا. این پاسخ را فقط وفقط به این خاطر دادم که به خودم ،شما و بقیه تذکربدم که این اصلاشیوه ی صحیح بحث کردن نیست.وبنده این رفتارشمانوعی بی احترامی تلقی می کنم. یا وارد بحث نشید یا جوری بحث رو پیش ببرید که مخاطب نتیجه ای از مباحث بگیره. چون بنده هم از اینکه همش بخوام به سوالات روشن یا مبهم شما ویا دیگران جواب بدم، هم وقت وهم توانی از من صرف میشه. انشالله هممون عاقبت بخیر شیم.
نقل قول
 
 
شریعتی
-3 #15 شریعتی در تاریخ: دوشنبه 02 دی 1392 ، ساعت 12:10 ق ظ
سلام شما چرا نوک انگشت منو میبیند منظورم این بود که دانشجوها به جای درس خوندن میرن سراغ دوستی با جنس مخالف و من اینو دیدم فعلا رمقی برای ادامه بحث ندارم پایان
نقل قول
 
 
نگارنده
+7 #14 نگارنده در تاریخ: یکشنبه 01 دی 1392 ، ساعت 06:10 ب ظ
جناب بی نام یا همان شریعتی سلام مجدد.اگر منظورشمااین است که امروز دردانشگاههای ما،مراکزدوست یابی تشکیل شده باتوجه به اطلاعات خودم همچین چیزی راندیدم ونشنیدم وبعیدمیدونم درست باشه.لااقل در محل تحصیل بنده ،همچین چیزی وجود نداره.بله بنده بی اطلاعم یعنی اصلاباعقل جوردرنمیاد.جلَّ الخالق!!
تعریف شما از حریم کامل نیست.من هم نمی خواهم برای خودم یا شما حریم تعریف کنم.چون حریمی رو که ما تعریفش کنیم میشه سلیقه ای.بنده از حریمی صحبت می کنم که اسلام ناب درقرآن و روایات صحیح برای ماروشن کرده.والبته در کلامی ازامام سجاد(ع)آمده که مردم بایداز آنچه شرع و عرف نهی می کنند، دوری کنند"البته نقل به مضمون بود"اگر حتی به تعریف شما ازحریم رجوع کنیم بازهم نمی توانم قبول کنم که درجامعه حریم نیست .یامردم حریم ندارند . بله عده ای بیماردل ولجوج هستندکه علاوه براینکه به یه آدم باظاهری نامناسب تیکه میندازندبه یه محجبه هم متناسب بااحوالش تیکه میندازند.ولی ماهرچه جاذبه های بصری رااز دید نامحرمان کم کنیم توجه اونها به ما کم میشه واین بیماردلیها و بی عفتی هادر کف خیابون به نمایش درنمیاد.
بنده از سیاست همه کشورها مطلع نیستم ولی اگه جوابش برای شما مهمه در اسرع وقت به شما پاسخ میدم.بهرحال این واسه یه کشورهایی جزءسیاست و فرهنگشون بوده یه زمانی که حالا خود فرهیختگانشون به این نتیجه رسیدندکه سیاست غلطی رو پیش گرفتند .
بنده باز هم متوجه منظور شما ازتخلیه شرعی دختر و پسر نشدم اگه ممکنه لطفاواضح تر ومبسوط تر منظورتونوتوضیح بدید.
راه اسلام ازدواج و در صورت نبودن شرایط عفت پیشه کردنه.اگه منظور شمااز موانع کاروپول و مسکنه،بنده این هارو موانع ازدواج نمی دونم. این هارو موانع نمیدونم چون نگاهم به این مسئله دینی و اسلامیه نه مادی.به نظرمن مهم تفاهم فکری وشخصیتیه. کفویت دینی و اعتقادیه.کفویت دغدغه هاست .چون اینهاست که اساس زندگی رو می سازه و تاآخر عمر باآدمه و کمتر پیش میاد گرد کهنگی بگیره.به نظر بنده مهم اینهاست حتی اگه برای خیلی ها مهم نباشه.اگه منظور شمااین هاست من هم موافقم که نقصان اینها درطرف مقابل مانع ازدواج میشه . البته راه حل ماوجودواسطه های امین ومومن و عاقله که افرادی روکه با هم کفویت دارندبه هم معرفی کنند.که البته دراین مورد هم کلی نقص وجود داره . بله ؛ کار وتحصیلات واقتصاد لازم هست اما همه چیزنیست . ممکنه طرف تحصیلات داشته باشه اما کار متناسب با درسش پیدا نکرده.واین چنین هم نیست که علاف کوچه و خیابون باشه.نه،موقتا به کار حلال دیگه ای حتی کارگری باشه خودش رو مشغول میکنه ضمن اینکه جویای کار متناسب با تحصیلاتش هست.به همچی آدمی میگیم جنمشو داره خرج زندگیشودر بیاره.درحالیکه ممکنه این برای عده ی زیادی مهم ترین مولفه وموانع ازدواج باشه.نگاه آدمهابه همه چیزخیلی باهم فرق ممکنه.اگه اینا واسه یکی مشکلاته، واسه دیگری همین شکلاته.کی کلی موانع واسه ازدواج قرار داده؟جز ما وشما ؟اینکه آدم ها معیارهای درستی ندارند و معیارهای حاشیه ای میشه معیار اول انتخابشون .اینکه عده ای عین هول کرده هادست به انتخابی می زنند که بین آنچه که میخواستن و آنچه که شد،دنیایی فاصله هست ، دیگران مقصرن؟!اگه ما توان تغییر دادن فکرجامعه رو نداریم از پس خودمون که میتونیم بربیایم. ببخشیدبزرگوار؛ک ی راه حل های اسلام رو بد جلوه داده؟منظور شمامبهمه!به نظربنده ما کلی علمای فاضل وخوووب داریم که معارف ناب رو با حلاوت خاصی در جان مامی ریزند.که اتفاقا تلاششان درجهت زیبانشان دادن دینه،نه غیرآن.بنده هرآنچه که آموختم مدیون این بزرگواران هستم و تاابددعاگویشان.
نقل قول
 
 
بی نام
-2 #13 بی نام در تاریخ: یکشنبه 01 دی 1392 ، ساعت 03:10 ب ظ
ذر صورت رد شدن اون فرض هم به نظرم حرفم درسته مثلا مراکز دوستیابی یا بد تر از اون نیومده تو دانشگاه اگه این حرفمو قبول نکنید واقعا به نظرم ناشی از بی اطلاعی شماست.خوب تعریف شما از وجود حریم در جامعه رو نمیدونم اما به نظرم حریم یعنی این که یک زن وقتی داره تو خیابون راه میره کسی بهش تیکه نندازه کسی بهش تنه نزنه نگاه بد بهش نشه این حریم الان نیست واین که اگه جایی باشه که دختر و پسر شرعی تخلیه بشن چه منافاتی با این حریمی که من تعریف کردم ویا هر تعریفی که شما از حریم جامعه دارید میتونه باشه؟
حتی کسی که حجاب مناسبی نداره نمیگه من از بی عفتی خوشم میاد. اولا هر بی حجابی لزوما بی عفتی نیست دوما منم قبول دارم طرف از بی عفتی خوشش نمیاد ولی با توجه به شرایط موجود به این سمت سوق پیدا میکنه
یا همه بی تقوا نیستن که برای خودشون و خونواده هاشون حریم قائل نشن بله حرف شما درست ولی اگه کمی دقت کنین شتاب تندی داره میگیره این قضیه
منظور شما از تخلیه شرعی دختر و پسرچیه؟ کمی بیشتر تحقیق کنید
در متن هم تأکید کردم منظورم همه کشورهانبوده با این جواب خودتون قانع شدید ! بعد اون وقت یه سوال اون کشورهایی که منظور شما اونا نبوده بیحجابی برا چی اینقدر گسترش داده شده؟!
اگه از نگاه شما یا عده ای مردم ما عقده ای شدن یکی از دلایلش این است که برای پاسخگویی به نیازهای غریزی خود بجای راه حل اسلام به چیزهای گناه آلود متوسل شدن خوب شما جواب این سوال منو بدید لطفا چرا به راه گناه آلود متوصل شدن؟آیا به خاطر ای نیست که راه اسلام یعنی ازدواج و رو شدیدا پر موانع و مشکلات کردند و راه های دیگه اسلام رو بد جلوه دادن؟
باز هم خواهشمندو به حجاب باطن هم بپردازید
نقل قول
 
 
نگارنده
+7 #12 نگارنده در تاریخ: یکشنبه 01 دی 1392 ، ساعت 02:10 ب ظ
واقعیت جامعه سلام - ممنون از شما بخاطر اظهارنظرتون. کاش سوالات رو دسته بندی می کردید تا راحت تر و موردی بشه بهش پاسخ داد. این جور خواننده سردرگم میشه که شما چی میخواید!بنده به اون مواردی که متوجه شدم پاسخ می دم.
1.درکلام مولای متقیان علی علیه السلام آمده : قلب کتاب چشم است ."آنچه چشم بنگرد در قلب نشیند "شما نمی تونید بگید ظاهر چه ارتباطی با چشم و یا فکر داره . خیلی ربط داره . ما راجع به چیزهایی که می بینیم فکر می کنیم ، قضاوت می کنیم و این افکار ما ، رفتارهای ما را شکل می دهند و رفتارهای ما ،عادات ما می شوند و شخصیت ما را شکل می دهند . همه ی اعضا و جوارح زنجیره وار در هم اثر می گذارند.
2.حجاب کامل یعنی حجاب کامل از دست و پاو صورت وچشم و زبان و صدا و فکر وسایر جوارح نه فقط چشم.وقتی میگیم عفت کلام ، عفت گوش کردن ، عفت فکر کردن ، عفت نگاه کردن در واقع همان حجاب همان محدودیت درست و بجا که ثمره ی شیرینی به همراه داره .
3.اینکه حجاب یک بانو ی مسلمان به کارتن پیچ کردن یه یخچال تشبیه بشه در شأن شما نیست به عنوان یک مسلمان همچین تعبیری!در متن هم ذکر شد اسلام نه گفته محدودیت صرف و نه گفته آزادی صرف . گفته این دو کنارهم . زن می تونه در نهایت آزادی باشه اما کجا؟ در کنار محارمش . مرد میتونه با تمام لذت نگاه کنه اما به چه کسی ؟به محرم خودش .بله اگه محدویت و آزادی در جای خودش خرج شود، فساد کم میشه، آنگاه تمرکزخیال زیاد می شود . آرامش فکر و دل زیاد می شود . انوقت انسان ها برای فکر کردن یا کار کردن عین کلاف سردرگم نیستند. آرامش دارند .
4. شما می فرمایید نه محدودیت نه آزادی !سوال بنده از شما اینه که تعریف شما از محدودیت و آزادی چیه ؟چون ما میگیم هم محدودیت و هم آزادی توأم و هرکدام در جای خودش
5. چرا میشه رو حجاب فکر کار کرد.محدودیت باعث میشه شما برای پاسخ گویی به غریزه ی خدادادیتون به سمت ازدواج رهنمون بشین . و آزادی در کوچه و بازار و مجالس و محافل باعث میشه شما تنوع طلب بشی،تمرکز واسه فکر کردن نداشته باشی . برای مردان متأهل همسرانشون جذاب نباشن و خیلی چیزهای دیگه
نقل قول
 
 
واقعيت جامعه
+1 #11 واقعيت جامعه در تاریخ: یکشنبه 01 دی 1392 ، ساعت 12:10 ب ظ
سلام
تمامي سخناني كه در مورد حجاب گفته شد بسيار زيبا و دلنشين بود.مقايسه آمارهاي فسخ و فجور ايران با ساير كشورهاي دنيا نيز بسيار اميدواركننده و رضايت بخش بود در كل همه چي خوب بود بحث فلسفي رو هم ميزاريم كنار چون خودم چيزي ازش سر در نميارم ضمنا ناهيان از منكري كه هم در متن و هم در پاسخ ها بودند بسيار با صعه صدر مهربان و آگاه بودند و در حد بسيار بالاتري نسبت به سوال كننده هاي مبتدي قرار داشتند.ولي بياييم رجوع كنيم به واقعيت زندگيمون رجوع كنيم به اجتماعمون،الآن بعد از سي و سه سال رعايت،سخت گيري،اجبار و ... وضعيت حجاب چيه؟چقدر ميل جنسي ها كنترل شده؟اصلا نمي دونم چرا حجاب رو به شدت ميل جنسي ارتباط مي ديد!حجاب ظاهر چه ارتباطي با حجاب چشم و حجاب فكر پيدا ميكنه؟
اگر به قولي كه بيان شد حجاب كامل مانعي در برابر چشمان نامحرمه پس تكليف دست ها و صورت چيه از اينها هم بگذريم تكليف صداي خانمها چي ميشه واسه اونها نبايد حجاب قائل شد؟ بيايين فرض كنيم در يك جامعه اي خارج از ايران قانوني ميگذارند كه پوشش خانمهاي آنها در داخل يك كارتن يخچال قرار داشته باشه و در صورتي كه در داخلش قرار دارند تردد كنند آيا بانوان آنجا داراي حرمت بيشتري هستند؟آيا آمار فساد و .... كاهش خواهد يافت؟آيا باعث افزايش قدرت تفكر و تصور نمي شود؟اين ديدگاه براي خانمها نيز صدق نمي كند؟آيا پوشش مرد باعث تحريك خانمها نمي شود؟
خلاصه منظورم اين بود كه نه محدوديت و نه آزادي هيچ كدام باعث كاهش و يا افزايش ميل جنسي و ... نمي شود بلكه تنها تفاوت در تغيير آستانه تحريك پذيري است. فقط يك اشكال بوجود مي آيد كه محدوديت باعث تلفيق نياز ها مي شود و هر نيازي در جاي نامناسب خود بدنبال رفع حاجت خواهد بود.
زماني كه اعراب به ايران حمله كردند سوالشان اين بود كه چرا زنان شما حجاب ندارند؟ و تنها پاسخ اين بود كه حجاب ما در چشم مردان ماست!!
آيا واقعا نمي شد روي حجاب فكر كار كرد؟آيا واقعا محدوديت مانعي بر روي نياز به وجود مي آورد يا باعث پايين آمدن آستانه تحريك پذيري مي شود؟هزارن چرا و سوال و ... كه شايد در حوصله اين بحث نباشد
ما داراي دين اسلام هستيم و در جامعه اسلامي زندگي مي كنيم ولي بايد متخصصين و فقهاي ديني براي رفع اين چالش با استفاده از تعاليم اسلام چاره اي بيانديشند. شايد به درستي نتوانستيم اسلام را در درك و فرهنگ و اجتماع بگسترانيم
نقل قول
 
 
نگارنده
+8 #10 نگارنده در تاریخ: شنبه 30 آذر 1392 ، ساعت 01:09 ب ظ
جناب شریعتی سلام؛
1..ما فرض اول رو باطل اعلام کردیم و گفتیم اگر فرض اول درست بود پس این همه آمار تعرض به زنان و کودکان و حیوانات در بین غربی ها دیده نمی شد.
2..منظور شما روشن نیس،الان شما موافق حریم در جامعه هستید یا مخالف. چون یه جا می گیدالان شما تو جامعه ما حریم می بینیدودر ادامه می گیداگه جایی باشه که شرعی دختر وپسر تخلیه بشن بد نیست .در هرصورت به نظر بنده جامعه اسلامی ما،اونقدر هم بی قانون نیس که حریم نداشته باشه یا همه بی تقوا نیستن که برای خودشون و خونواده هاشون حریم قائل نشن. هنوز هم متانت و عفت برای یه زن و خانواده ش حرف اول رو می زنه.حتی کسی که حجاب مناسبی نداره نمیگه من از بی عفتی خوشم میاد. بله همه ی ما کم وبیش این حریم رو تنگ و گشادش میکنیم و با دین متاسفانه برخوردسلیقه ای و دلی می کنیم . در حالیکه دین امری سلیقه ای نیست.وبرای جزیی ترین و پنهانی ترین کارهای فردی و اجتماعی ما خط رو نشون داده، حریم داده. در همین متن هم اومده که این ایراد به ما هست که درست به اسلام عمل نمی کنیم ولی ایراد ازاسلام نیست. درضمن بزرگوار؛منظور شما از تخلیه شرعی دختر و پسرچیه؟به ذهن بنده دلیلی حلال و شرعی جز ازدواج نمی رسه . اصلا اسلام خواسته که زنها پوشیده و مردان غض بصر داشته باشن تا برای پاسخگویی به میل غریزی شون بروند و ازدواج کنند نه اینکه تو کوچه و خیابون و فضاهای مجازی به این میل بطور حرام پاسخ بدهند.
3..بله بنده هم عرض کردم درجامعه ما هم وجود داره ولی هنوز بحران نشده. مثلا تجاوز به کودکان و حیوانات و هرسه دقیقه تو کوچه و خیابون یه تجاوز وجود نداره . من هم با نظر شما موافقم که همین کم هم برای جامعه اسلامی ما خیلی زیاده.
4..در متن هم تأکید کردم منظورم همه کشورهانبوده
5..اگه از نگاه شما یا عده ای مردم ما عقده ای شدن یکی از دلایلش این است که برای پاسخگویی به نیازهای غریزی خود بجای راه حل اسلام به چیزهای گناه آلود متوسل شدن و تنوع طلبیشون زیاد شده و به هرچی که می بینند بعد مدتی براشون دلزدگی میاره . از طرفی اگر درازدواج هاطرفین به بلوغ عقلی،عاطفی،اجتم اعی،فرهنگی که همه ی اینها نیاز به توضیح داره ولی مجال و حوصله نیست ، رسیده باشند و در انتخاب هاعقل و دل توام دخالت داشته باشند،زن ها همه ی زیبایی و زنانگی خود را صرف داخل خانه و مردها هم همینطورجامعه ای امن داریم.خانواده ای موفق که مرد این خانواده یا زن این خانواده وبعدها فرزندان این خانواده عقده ای بار نمی آیند.وقتی صبر،گذشت ،احترام و درک متقابل وعاطفه بین اعضای یه خانواده وجود داشته باشه بعید میدونم کسی عقده ای بشه. که متاسفانه رعایت این مولفه ها در زندگی زوج اسلامی ما کمرنگه.
تشکر از اظهار نظروپیشنهادشما
نقل قول
 

ارسال نظر

کد امنیتی
بارگزاری مجدد

طراحی قالب توسط : گروه برنامه نویسی قرمز