امروز: پنج شنبه, 25 مرداد 1397

مسابقه فرهنگي هشتمين ستاره

 "بسم الله الرحمن الرحیم"

 

سلام؛ضمن عرض تسلیت ایام شهادت امام رضا(ع) باستحضار میرساند مسابقه "هشتمین ستاره" فقط از طریق سایت برگزار شده و مهلت ارسال پاسخ تا هفدهم ربیع الاول میلاد پیامبر رحمت (ص) و امام صادق (ع) میباشد.

جوایز این مسابقه،هشت جایزه دویست هزار ریالی میباشد.

 

 شمه اي از حالات دهمين معصوم ، هشتمين اختر امامت :

آن حضرت روز پنج شنبه يا جمعه ، 11 ذى القعدة ، سال 148 هجرى قمرى ، يك سال پس از شهادت امام جعفر صادق عليه السلام در شهر مدينه منوّره ديده به جهان گشود؛ و با ظهور نور طلعتش جهانى را روشنائى بخشيد.
نام : علىّ، صلوات اللّه و سلامه عليه .
كنيه : ابوالحسن ثانى ، ابوعلىّ و... .
القاب : رضا، صابر، زكىّ، وفىّ، ولىّ، رضىّ، ضامن ، غريب ، نورالهدى ، سراج اللّه ، غيظ المحدّثين ، غياث 
المستغيثين وعالم آل محمد... .
پدر: امام موسى كاظم ، باب الحوائج إ لى اللّه عليه السلام .

 



مادر: شقراء، معروف به خيزران ، امّ البنين ، و بعضى گفته اند: نجمه بوده است .

نقش انگشتر: حضرت داراى سه انگشتر بود، كه نقش هر كدام به ترتيب عبارتند از:

((حَسْبىَ اللّهُ)) ، ((ما شاءَ اللّهُ وَ لا قُوَّةَ إ لاّ بِاللّهِ)) ، ((وَلييّ اللّهُ)

 1: کنیه امام رضا (ع) واز القاب مشهور ایشان چیست ؟

 الف"اباعبدالله -تقی    ب" ابوالحسن -قائم آل محمد    ج" اباعبدالله-عالم آل محمد       د" ابوالحسن -عالم آل محمد

  روش برخورد با مردم


مرحوم شيخ طوسى رضوان اللّه تعالى عليه در كتاب رجال خود آورده است :

در يكى از روزها، عدّه اى از دوستان امام رضا عليه السلام در منزل آن حضرت گرد يكديگر جمع شده بودند و يونس بن عبدالرّحمن نيز كه از افراد مورد اعتماد حضرت و از شخصيّت هاى ارزنده بود، در جمع ايشان حضور داشت .
هنگامى كه آنان مشغول صحبت و مذاكره بودند، ناگهان گروهى از اهالى بصره اجازه ورود خواستند.
امام عليه السلام ، به يونس فرمود: داخل فلان اتاق برو و مواظب باش هيچ گونه عكس العملى از خود نشان ندهى ؛ مگر آن كه به تو اجازه داده شود.

آن گاه اجازه فرمود و اهالى بصره وارد شدند و بر عليه يونس ، به سخن چينى و ناسزاگوئى آغاز كردند.
و در اين بين حضرت رضا عليه السلام سر مبارك خود را پائين انداخته بود و هيچ سخنى نمى فرمود؛ و نيز عكس العملى ننمود تا آن كه بلند شدند و ضمن خداحافظى از نزد حضرت خارج گشتند.
بعد از آن ، حضرت اجازه فرمود تا يونس از اتاق بيرون آيد.
يونس با حالتى غمگين و چشمى گريان وارد شد و حضرت را مخاطب قرار داد و اظهار داشت :
ياابن رسول اللّه ! من فدايت گردم ، با چنين افرادى من معاشرت دارم ، در حالى كه نمى دانستم درباره من چنين خواهند گفت ؛ و چنين نسبت هائى را به من مى دهند.

امام رضا عليه السلام با ملاطفت ، يونس بن عبدالرّحمان را مورد خطاب قرار داد و فرمود: اى يونس ! غمگين مباش ، مردم هر چه مى خواهند بگويند، اين گونه مسائل و صحبت ها اهميّتى ندارد، زمانى كه امام تو، از تو راضى و خشنود باشد هيچ جاى نگرانى و ناراحتى وجود ندارد.

اى يونس ! سعى كن ، هميشه با مردم به مقدار كمال و معرفت آن ها سخن بگوئى و معارف الهى را براى آن ها بيان نمائى .

 



و از طرح و بيان آن مطالب و مسائلى كه نمى فهمند و درك نمى كنند، خوددارى كن .

اى يونس ! هنگامى كه تو دُرّ گرانبهائى را در دست خويش دارى و مردم بگويند كه سنگ يا كلوخى در دست تو است ؛ و يا آن كه سنگى در دست تو باشد و مردم بگويند كه درّ گرانبهائى در دست دارى ، چنين گفتارى چه تاءثيرى در اعتقادات و افكار تو خواهد داشت ؟
و آيا از چنين افكار و گفتار مردم ، سود و يا زيانى بر تو وارد مى شود؟!

يونس با فرمايشات حضرت آرامش يافت و اظهار داشت : خير، سخنان ايشان هيچ اهميّتى برايم ندارد.

امام رضا عليه السلام مجدّدا او را مخاطب قرار داد و فرمود:

اى يونس ، بنابر اين چنانچه راه صحيح را شناخته ، همچنين حقيقت را درك كرده باشى ؛ و نيز امامت از تو راضى باشد، نبايد افكار و گفتار مردم در روحيّه ، اعتقادات و افكار تو كمترين تاثيرى داشته باشد؛ مردم هر چه مى خواهند، بگويند.

 

 2: اما رضا(ع) به یونس بن عبدالرحمان در رابطه ی بابرخورد با مردم چه فرمودند؟

الف"سخن گفتن با مردم به قدر کمال و معرفتشان  ب" پرهیز ازسخن گفتن با دروغگو و احمق                 ج"از طرح مسائلی که نمی فهمند، خودداری کن        د" گزینه الف و ج


ختم قرآن يا انديشه در آن

مرحوم شیخ صدوق ، طبرسى و ديگر بزرگان به نقل از ابراهيم بن عبّاس حكايت كنند:
در طول مدّتى كه در محضر مبارك امام علىّ بن موسى الرّضا عليه السلام بودم و در محافل و مجالس گوناگون ، همراه با آن حضرت شركت داشتم ، هرگز نديدم سخنى و مطلبى در مسائل دين و امور مختلف از آن حضرت سؤ ال شود؛ مگر آن كه بهتر و شيواتر از همه پاسخ مى فرمود.
و در همه علوم و فنون به طور كامل آگاه و آشنا بود؛ و نيز جوابى را كه بيان مى نمود در حدّ عالى قانع كننده بود؛ و كسى را نيافتم كه از او آشناتر باشد.
همچنين مأمون در هر فرصت مناسبى به شيوه هاى مختلفى ، سعى داشت تا آن حضرت را مورد سؤ ال و آزمايش قرار بدهد؛ ولى امام عليه السلام در هيچ موردى درمانده نگشت ؛ و بلكه در هر رابطه اى كه از آن حضرت سؤ ال مى شد، به نحو صحيح و كامل پاسخ ، بيان مى فرمود.
و معمولا مطالب و جواب سؤ ال هائى كه حضرت بيان مى فرمود، برگرفته شده از آيات شريفه قرآن بود.

آن حضرت قرآن را هر سه روز يك مرتبه ختم مى كرد؛ و مى فرمود:

اگر بخواهم ، مى توانم قرآن را كمتر از اين مدّت هم ختم كنم و تلاوت نمايم .

وليكن من به هر آيه اى از آيات شريفه قرآن كه مرور مى كنم درباره آن تأمّل مى كنم و مى انديشم ، كه پيرامون چه موضوعى مى باشد، در چه رابطه يا حادثه اى سخن به ميان آورده است ؛ و در چه زمانى فرود آمده است .
و هرگز بدون تدبّر و تأمّل در آيات شريفه ، از آن ها رد نمى شوم ، به همين جهت است كه مدّت سه روز طول مى كشد تا قرآن را تلاوت و ختم كنم .

 

 

3: امام رضا(ع) در چه مدتی قرآن را ختم می دادند؟

الف" هر روز                   ب" هر دو روز               ج" هر سه روز              د" هر هفته

 

قيامت و پرسش از مهم ترين نعمت ها

مرحوم شيخ صدوق به نقل از حاكم بيهقى حكايت كند:
روزى حضرت علىّ بن موسى الرّضا عليهما السلام در جمع عدّه اى نشسته بود، ضمن فرمايشاتى فرمود: در دنيا هيچ نعمت واقعى و حقيقى وجود ندارد.
بعضى از دانشمندان حاضر در مجلس گفتند: ياابن رسول اللّه ! پس اين آيه شريفه قرآن ((لتسئلنّ يومئذٍ عن النّعيم )) كه مقصود آب سرد و گوارا مى باشد، را چه مى گوئى ؟

حضرت با آواى بلند اظهار نمود: شما اين چنين تفسير كرده ايد؛ و عدّه اى ديگرتان گفته اند: منظور طعام لذيذ است ؛ و نيز عدّه اى ديگر، خواب راحت و آرام بخش تعبير كرده اند.

و سپس افزود: به درستى كه پدرم از پدرش ، امام جعفر صادق عليه السلام روايت فرموده است كه : خداوند متعال نعمت هائى را كه در اختيار بندگانش ‍ قرار داده است ، همه به عنوان تفضّل و لطف بوده است تا مورد استفاده و بهره قرار دهند.

و خداى رحمان اصل آن نعمت ها را مورد سؤ ال و بازجوئى قرار نمى دهد و منّت هم برايشان نمى گذارد، چون منّت نهادن در مقابل لطف و محبّت ، زشت و ناپسند است .

بنابر اين ، منظور از آيه شريفه قرآن ، محبّت و ولايت ما اهل بيت رسول اللّه صلوات اللّه عليهم است كه خداوند متعال در روز محشر، پس از سؤ ال پيرامون توحيد و يكتاپرستى ؛ و پس از سؤ ال از نبوّت پيغمبر اسلام ، از ولايت ما ائمّه ، نيز سؤ ال خواهد كرد.

و چنانچه انسان از عهده پاسخ آن برآيد و درمانده نگردد، وارد بهشت گشته و از نعمت هاى جاويد آن بهره مى برد، كه زايل و فاسدشدنى نخواهد بود.

سپس امام رضا عليه السلام افزود: پدرم از پدران بزرگوارش عليهم السلام حكايت فرمود، كه رسول خدا صلى الله عليه و آله خطاب به علىّ بن ابى طالب عليه السلام فرمود:

اى علىّ! اوّلين چيزى كه پس از مرگ از انسان سؤ ال مى شود، يگانگى خداوند سبحان ، سپس نبوّت و رسالت من ؛ و آن گاه از ولايت و امامت تو و ديگر ائمّه خواهد بود، با كيفيّتى كه خداوند متعال مقرّر و تعيين نموده است .
پس اگر انسان ، صحيح و كامل اقرار كند و پاسخ دهد، وارد بهشت جاويد گشته و از نعمت هاى بى منتهايش بهره مند مى گردد.

   

4: امام رضا (ع) تفسیر و مقصود آیه ی شریفه ی " لتسئلنّ یومئذ عن النّعیم " را چه دانستنند؟

 الف" خواب راحت و آرامش بخش              ب" محبت و ولایت اهل بیت       

  ج"طعام لذیذ                                     د"آب سرد و گوارا

 

 

 

علّت و چگونگى شهادت حضرت

طبق آنچه از مجموع روايات و تواريخ استفاده مى شود:


مأمون عبّاسى همچون ديگر بنى العبّاس ، اگر نسبت به امام رضاعليه السلام احترامى قائل مى شد، قصدش سرپوش گذاشتن بر جنايات پدرش ، هارون الرّشيد و نيز جذب افكار عمومى و تثبيت موقعيّت و حكومت خود بود.

مأمون در تمام دوران حكومتش به دنبال فرصت و موقعيّت مناسبى بود تا بتواند آن امام معصوم و مظلوم عليه السلام را كه مانعى بزرگ براى هوسرانى ها و خودكامگى هايش مى دانست - از سر راه خود بردارد.

از طرف ديگر اطرافيان دنياپرست و شهوتران مأمون ، كسانى چون فرزندان سهل بن فضل هر روز نزد مأمون نسبت به حضرت رضاعليه السلام سعايت و سخن چينى و بدگوئى مى كردند، لذا مأمون تصميم جدّى گرفت تا آن كه حضرت را به قتل رسانيده و از سر راه بردارد.
در اين كه چگونه حضرت ، مسموم و شهيد شد بين مورّخين و محدّثين اختلاف نظر است ، كه به دو روايت مشهور در اين رابطه اشاره مى شود:

1:عبداللّه بن بشير گويد: روزى مأمون مرا دستور داد تا ناخن هايم را بلند بگذارم و كوتاه نكنم ، پس از گذشت مدّتى مرا احضار كرد و چيزى شبيه تمر هندى به من داد و گفت : آن ها را با انگشتان دست خود خمير كن .
چون چنين كردم ، او خود بلند شد و به نزد حضرت رضاعليه السلام رفت و پس از گذشت لحظاتى مرا نيز در حضور خودشان دعوت كرد.
هنگامى كه به حضورشان رسيدم ، ديدم طبقى از انار آماده بود، مأمون به من گفت : اى عبداللّه ! مقدارى انار دانه دانه كن و با دست خود آب آن ها را بگير.
و چون چنين كردم ، مأمون خودش آن آب انار را برداشت و به حضرت خورانيد و همان آب انار سبب وفات و شهادتش گرديد.
و اباصلت گويد: چون مأمون از منزل امام عليه السلام بيرون رفت ، حضرت به من فرمود: مرا مسموم كردند.


:محمّد بن جهم گويد: حضرت رضا عليه السلام نسبت به انگور علاقه بسيار داشت ، مأمون اين موضوع را مى دانست ، مقدارى انگور تهيّه كرد و به وسيله سوزن در آن ها زهر تزريق نمود، به طورى كه هيچ معلوم نبود، و سپس آن ها را به حضرت خورانيد و حضرت به شهادت و لقاءاللّه رسيد.


همچنين اباصلت هروى حكايت كند:
روزى در خدمت حضرت علىّ بن موسى الرّضا عليهما السلام بودم ، كه فرمود: اى اباصلت ! آنان مرا به وسيله زهر مسموم و شهيد خواهند كرد و كنار قبر هارون الرّشيد دفن مى شوم ، خداوند قبر مرا پناهگاه و زيارتگاه شيعيان و دوستانم قرار مى دهد.
پس هركس مرا در ديار غربت زيارت كند، بر من لازم است كه در روز قيامت به ديدار و زيارت او بروم .

قسم به آن كه جدّم ، محمّد صلى الله عليه و آله را به نبوّت برگزيد و بر تمامى مخلوقش برترى و فضيلت داد، هركسى نزد قبرم نماز بخواند مورد مغفرت و رحمت الهى قرار خواهد گرفت .

قسم به آن كه ما را به وسيله امامت گرامى داشت و خلافت و جانشينى پيغمبرش را مخصوص ما گرداند، زيارت كنندگان قبر من در پيشگاه خداوند از بهترين موقعيّت برخوردار مى باشند.

و سپس افزود: هر مؤ منى هر نوع سختى و مشكلى را در مسير زيارت و ديار من متحمّل شود، خداوند آتش جهنّم را بر او حرام مى گرداند.

 5: امام رضا (ع) نحوه ی شهادت خویش را برای چه کسی شرح دادند؟

 

الف " اباصلت             ب" امام جواد (ع)             ج"محمدبن جهم                      د"عبدالله بن بشیر

 

 

 

6: امام رضا (ع) ثواب زیارت خود را برای کسی که هر نوع سختی را برای زیارت تحمل می کند، چه دانستتند؟

 

الف "در پیشگاه خدا بهترین موقعیت را دارند .                ب " مورد مغفرت الهی قرار می گیرد            ج"خداوند آتش جهنم را بر او حرام می کند.                        د" همه موارد

 

  7: علت اینکه مأمون به امام رضا(ع) احترام می گذاشت چه بود؟

الف"جذب افکار عمومی     ب" ثبیت موقعیت و حکومت خود          ج"الف و ب       د"ترس از عقوبت الهی

 

امام رضا (علیه السلام) مثل یک انسان قهرمان علم ، فرهنگ و دانایى دینى شده بود ، از این رو در زبان پدر بزرگوارش امام کاظم (علیه السلام) پیشاپیش به عنوان عالم آل محمد به برادرانش معرفى گشت.1

مخالفان و غیر هم فکران آن حضرت نیز هرگز نتوانستند نسبت به عظمت و بزرگوارى علمى و اخلاقى ایشان قیافه بى تفاوتى و بى خبرى به خود بگیرند و گروهى هم که جزو عالمان مذاهب محسوب مى شوند، صادقانه امام را مى ستایند.2

رمز و راز این همه بزرگى و جاودانگى چیست ؟ چرا هر یک از امامان معصوم(علیه السلام) یگانه دوران خویش بوده اند؟ پاسخ این سؤال که بگونه اى مى تواند فرضیه این نوشتار کوتاه هم باشد. یک کلمه است، رفتار توحیدى امام در متن زندگى عینیت جامعه.

امام به عنوان یک انسان کامل و ولىّ همچون پیامبر (صلی الله علیه و آله) نگران هدایت انسان است و در تپش زندگى این جهان ، با نگاه توحیدى خود در اندیشه تعالى و تکامل آدمى مى باشد .

    

سند حدیث سلسلة الذهب:

این حدیث را محمد بن علی بن بابویه معروف به شیخ صدوق در کتب خود، از جمله «عیون اخبار الرضا» و «امالی» و «توحید» و «معانی الاخبار» و «ثواب الاعمال و عقاب الاعمال» نقل کرده و اسنادش تا معصوم به این ترتیب است:

محمد بن موسی المتوکل از محمد بن جعفر الأسدی از محمد بن حسین الصولی از یوسف بن عقیل از اسحاق بن راهویه از امام رضا.

امام رضا نیز این حدیث را به نقل از خداوند گفته است و اسنادش به این ترتیب است:

امام رضا از موسی بن جعفر از جعفر بن محمد از محمد بن علی از علی بن الحسین از حسین بن علی از علی بن ابی طالب از پیامبر از جبرئیل از خداوند.

کتاب های وافی، بحار الانوار و الجواهر السنیه این حدیث را از محمد بن علی بن بابویه معروف به شیخ صدوق نقل کرده اند

پیرامون سند و نظرگاه هاى عالمان و محدثان شیعى و سنى درباره این حدیث مطالبی ارائه شده از جمله مى نویسند که :

این حدیث 1. قدسى 2. متواتر 3.مسلسل 4. مسند مى باشد        .5

 

 


حدیث سلسله الذهب

 حدیث سلسلة الذهب، حدیثی است که ازامام رضا(ع) به هنگام ورودش به نیشابور نقل شده و عده کثیری آن را برای خود نوشته‏ اند. سلسلة الذهب به معنی زنجیر طلا است.

و اما متن این حدیث که بسیار قابل تامل است:

کلمه لا اله الا الله حصنی فمن قالها دخل حصنی و من دخل حصنی امن من عذابی. بشرطها و انا من شروطها.”

کلمه توحید (لا اله الا الله) دژ و حصار محکم من است. هر کس آن را بگوید، داخل حصار من شده و هر کس داخل قلعه و حصار من شود، از عذاب من در امان است. اما در صورتی که به شرط‌های آن عمل شود، و من یکی از آن شرط‌ها هستم.

شرح بیشتر درباره ی این حدیث در کتاب تاریخ نیشابور اینگونه آمده است:

در سفر حضرت رضا علیه السلام به خراسان، کجاوه‌ی امام وارد نیشابور شد و در حال عبور از بازار بود که دو نفر از راویان احادیث به نام‌های «ابوذرعه» و «محمد بن اسلم طوسی» جلو آمدند و به امام عرض کردند:

«ای امام و فرزند امامان، ای سلاله پاک فاطمه زهرا و ای چکیده پرثمر نبوت! به حق پدران گرامیت صورت مبارک و پرنور خود را به ما بنمایان و حدیثی از جد بزرگوارت را برای ما بگو!»
امام دستور داد کجاوه را متوقف کنند. سپس سایبان را کنار زد و چشم مسلمانان به جمال نورانیش منور شد.
مردم همه روی پا ایستادند. صدای گریه از هر سو بلند شد و اشک شوق از دیده‌ها فرو ریخت. گروهی خود را به خاک می‌افکندند، عده‌ای افسار مرکبش را بوسه می‌زدند، یا گردن می کشیدند تا صورت مبارک امام را ببینند.
ازدحام و غوغا تا ظهر طول کشید و مردم همچون سیل اشک می ریختند تا سرانجام، بزرگان قوم فریاد زدند:« ای مردم! گوش فرا دهید و فرزند رسول خدا را آزار ندهید، که این کار آزار رسول خداست.»
مردم ساکت شدند و بیست و چهار هزار قلم و دوات آماده شد تا حدیث امام را بنویسند.

این حدیث شریف بعدها به «حدیث سلسلة الذهب» (سلسله‌ی طلا) معروف شد؛ چون راویان آن حدیث همه از معصومین (رسول خدا و ائمه ) و جبرئیل علیهم السلام هستند.

ابوزرعه و محمد بن اسلم نیز مأمور شدند تا حدیث را برای افرادی که صدای امام را نمی‌شنیدند با صدای بلند تکرار کنند.
امام رضا علیه السلام این چنین آغاز کرد:« پدرم، موسی بن جعفر الکاظم، برای من روایت کرد از قول پدرش، جعفر بن محمد الصادق، از قول پدرش، محمد بن الباقر، از قول پدرش، علی بن الحسین زین العابدین، از قول پدرش، حسین بن علی که در سرزمین کربلا شهید شد، از قول پدرش، امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب که در کوفه شهید شد، از قول برادر و پسر عمویش، محمد رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم، از قول جبرئیل، که خداوند فرمود:

« کلمه لا اله الا الله حصنی فمن قالها دخل حصنی و من دخل حصنی امن من عذابی»

(کلمه توحید (لا اله الا الله) دژ و حصار محکم من است. هر کس آن را بگوید، داخل حصار من شده و هر کس داخل قلعه و حصار من شود، از عذاب من در امان است.)

سپس حضرت رضا علیه السلام فرمود:« آری، خداوند راست فرمود و جبرئیل و رسول خدا و ائمه اطهار علیهم السلام همه راست گفته اند.»
در این هنگام کجاوه امام به راه افتاد.(چه بسا مامورین مأمون، کجاوه را حرکت دادند.)

ولی امام اشاره کرد کجاوه را نگه دارند و ندا کرد:« بشرطها و انا من شروطها »

(اما در صورتی که به شرط‌های آن عمل شود، و من یکی از آن شرط‌ها هستم.)


توضیح: فرمایش امام به این معنی است که توحید در صورتی مقبول درگاه خداوند است که همراه با پذیرش ولایت اهل بیت باشد.

: حدیث معروف امام رضا(ع) که شیعه و سنی نقل کرده اند؛چه نام دارد واین حدیث را چه کسی درکتب مختلف نقل کرده است ؟

 

9:امام رضا علیه السلام دژ مسحتکم الهی را چه میداند؟ویکی از شروط امان ماندن از عذاب الهی را چه فرمودند؟

 

الف"الله اکبر-توحید              ب"لااله الاالله - ولایت اهل بیت    

ج" لااله الاالله-توحید             د"الله اکبر-ولایت اهل بیت

 

10: چرا حدیث سلسلة الذهب به این نام معروف شد؟

الف" زیرا همچون زنجیر طلاست                                             ب"زیرا روای آن جبرئیل است     

ج"زیرا راوی آن همه معصومین و جبرئیل علهم السلام هستند        د"زیرا روای آن پیامبر و ائمه هستند.

 

علاقه مندان محترم ميتوانند پاسخ سوالها را در قسمت نظرات نوشته و ارسال نمايند.

 

نظرات   

 
م.ک.ع
+4 #11 م.ک.ع در تاریخ: سه شنبه 24 دی 1392 ، ساعت 07:10 ب ظ
سلام چند وقتی که بخاطر مشغله کار و ادامه درس و امتحانات وقت خواندن مطالب سایت را نداشتم ولی،الله وکیلی مطالب نو وجالبی امده بخصوص تک بیتی .به علاقه مندان بفرمائید بیشتر دراین بخشها تلاش کنند
امیدوارم در روزهای آتی با کمک گرفتن از بر بچه های مدارس محل مطالب خوبی برای سایت بیارین باتشکر از زحمات بی دریغ شما
خدا خیر دنیا و آخرت عطا بفرماید
نقل قول
 
 
ح. مجيدي
+6 #10 ح. مجيدي در تاریخ: دوشنبه 23 دی 1392 ، ساعت 05:10 ب ظ
با سلام. مطلب فوق خيلي جالب بود و برايم خيلي از مطالب آن تازگي داشت و همچنين به زبان ساده و قابل درك و فهم آورده شده است.
موفق باشيد و پيروز
نقل قول
 
 
مدیر سایت
+3 #9 مدیر سایت در تاریخ: چهارشنب 18 دی 1392 ، ساعت 10:10 ب ظ
سلام " آرش "
تشکر از عنایت و توجه شما.
در آخرین خط آورده شده که پاسخ را در قسمت نظرات نوشته و ارسال نمایید.
توضیح بیشتر اینکه،ابتدا نام خود را در قسمت نام بنویسید،سپس در کادر پایین جواب مسابقه را درج نمایید،در پایین ترین کادر اعداد و حروف نوشته شده در کادر بالای آنرا تایپ نمایید.
در نهایت روی گزینه ارسال کلیک نمایید.
یا علی
نقل قول
 
 
آرش
0 #8 آرش در تاریخ: چهارشنب 18 دی 1392 ، ساعت 06:10 ب ظ
با سلام
برای ما که زیر دیپلم هستیم لااقل روش ارسال جواب را آموزش میدادید
نقل قول
 
 
مدیر سایت
+1 #7 مدیر سایت در تاریخ: یکشنبه 15 دی 1392 ، ساعت 11:10 ب ظ
سلام "صلوات بفرست ..."
با تشکر از عنایت شما،اصلاح شد.
یا علی
نقل قول
 
 
صلوات بفرست...
+2 #6 صلوات بفرست... در تاریخ: یکشنبه 15 دی 1392 ، ساعت 11:10 ب ظ
سلام .چرا آهنگ متن که مربوط به امام رضا علیه السلام هست در صفحه ی مربوط به هشتمین ستاره وهمچنین صفحات دیگه پخش و اجرا نمیشه؟
نقل قول
 
 
دلتنگ حرم
+5 #5 دلتنگ حرم در تاریخ: شنبه 14 دی 1392 ، ساعت 07:10 ق ظ
زائري باراني ام آقا به دادم مي رسي ؟
بي پناهم ، خسته ام ، تنها ، به دادم مي رسي ؟
گر چه آهو نيستم اما پر از دلتنگيم
ضامن چشمان آهوها به دادم مي رسي ؟
من دخيل التماسم را به چشمت بسته ام
هشتمين دردانه زهرا به دادم مي رسي؟
نقل قول
 
 
مدیر سایت
0 #4 مدیر سایت در تاریخ: جمعه 13 دی 1392 ، ساعت 11:10 ب ظ
سلام "محمد"
لطفا پاسخ را فقط از طریق سایت ارسال نمایید.
یا علی
نقل قول
 
 
مدیر سایت
+2 #3 مدیر سایت در تاریخ: جمعه 13 دی 1392 ، ساعت 11:10 ب ظ
سلام "مولایی"
از توجه شما سپاسگزاریم
اصلاح شد.
یا علی
نقل قول
 
 
محمد
+1 #2 محمد در تاریخ: جمعه 13 دی 1392 ، ساعت 03:10 ب ظ
سلام.جوابو باید یامک کرد یا همیجا داد؟ :-*
نقل قول
 

ارسال نظر

کد امنیتی
بارگزاری مجدد

طراحی قالب توسط : گروه برنامه نویسی قرمز