امروز: سه شنبه, 19 آذر 1398

حکایت عاشورا

بسم رب الحسین

 

چه حکایت عجیبی ست حکایت عاشورا...!!!!
مگر میشود تشنه تر از همه باشی و آب ننوشیده سیراب شوی!!؟
مگرمیشود شش ماهه باشی وبا قنداقه ای برتن  یک تنه سرباز میدان جنگ شوی!!؟؟
مگر میشود حنجره شش ماهه ایی را برید و از آن تصویر خدا جاودان شود!!!؟؟؟

 

 



چه کرده ایی ای وارث نام علی!!؟؟؟
چقدر علی شدن به تو می آید ...!!!
علی شوی و فاتح دلهای عشاق حسین.!!
پسر حسین باشی و کم از مظلومیتش نداشته باشی!!!

شش ماه زیستنت حلالت باشد کوچکترین یاور حسین....

تا به ابد این سینه ها خواهند سوخت از ناله های بی آب ماندنت....
از تشنه ماندن لبهایت...
از پاره پاره شدن رگهای گلویت...
که میداند!....
شایداسرافیل سورش را ازحنجره بریده تو خواهد دمید ای سند مظلومیت حسین...!!!

ارسال نظر

کد امنیتی
بارگزاری مجدد

طراحی قالب توسط : گروه برنامه نویسی قرمز