امروز: دوشنبه, 28 آبان 1397

سلام خدا بر مادر ادب

بسم الله الرحمن الرحيم

 

سلام بر مادر پسران !

سلام بر مادري كه ادب را تفسير كرد و به نيكي بر پسرانش تعليم داد.

سلام بر بانوي فهميده اي كه هر از گاهي فرزندانش را جمع ميكرد و يادآورشان ميشد كه "مبادا خود را همسنگ حسن و حسين بدانيد،آنها فرزند زهرايند و شما فرزندان من"

حقيقتا اگر حضرت زينب (س) نبود،شايسته تر از تو موصوفي براي "عقيلةالعرب" يافت نميشد.

 

 

سلام خدا بر مادري كه عباسش را چنان تربيت نمود كه برادرش حسين را فقط "مولايم" صدا ميزد.

سلام بر بانوي داغديده اي كه هنگام بازگشت كاروان اهل بيت از كربلا،نه سراغي از عباسش گرفت نه از عبدالله و عثمان و جعفر،فقط گفت:"حسينم چه شد؟!فرزندانم و هر آنچه زير آسمان كبود است فداي حسين".

سلام خدا بر مادر آن شهيدي كه حضرت زهرا(س) دستهاي قلم شده اش  را براي زمان سخت شدن كار در صحراي محشر پيش خود نگه داشته است.

 

بانوي من!مادران اين سرزمين نيز با تو همدردند.

شنيده ايم پيكر عزيزانت در كربلا جا مانده بود و تو در مدينه،برايشان قبر واره اي ساختي و شب و روز بر مظلوميتشان ميگرستي و نوحه ها سر ميدادي.

اينجا نيز هنوز،پس از سالها مادارن و همسران شهيدانمان عقده دل را روي قبور بي پيكر شهيد مفقودالاثرشان باز مي كنند.

يا فاطمه!شفيعمان باش!

از دامن زن مرد به معراج رود                بر دامن پاك مادر شهيدان صلوات

نظرات   

 
ف.م
+3 #5 ف.م در تاریخ: چهارشنب 27 فروردين 1393 ، ساعت 11:01 ق ظ
سلام خیلی خوب بود. میخواستم حالا که موقعیت هست یه مقدار از خصوصیاتی که شاید تاحالا کسی در مورد حضرت ام البنین نشنیده بگم البته راوی این مطلب لبابه همسر حضرت عباس(ع) هست :مهربان تر از مادر ،محرم تر از خواهر ،مقاوم تر از کوه،زیبا تر از حور ،و روح نواز تر از نسیم صبح...این صفات نادره تنها چند شاخه گلی از گلستان وجود مادر همسرم،فاطمه ام البنین است.
وقتی همسرم عباس ،با لبخند از سخت گیری های مادرش در تربیت فرزندان می گفت و میگفت که مادرش نخستین مربی شمشیر زنی و تیر اندازی او و برادرانش بوده،نمی توانستم به خود بقبولانم که این فرشته مجسم و این تندیس بی نقص لطافت و زنانگی ،نسبتی با شمشیر و کمان داشته باشد.همواره صحبت هایی از این دست را ترفندی از جانب همسرم می دانستم که شاید می خواست میزان شناخت من از روحیه و عواطف مادرش را بسنجد!یکی از زنان قبیله اش می گفت:هیچ مردی جرات و جسارت خواستگاری از او را نداشت. به خواستگاران جسور و نام آور سایر قبایل هم جواب رد می داد.
و در جواب چرا ها می گفت مردی نمی بینم .مردی به خواستگاری ام بیاید ،ازدواج میکنم.
وقتی عقیل به نمایندگی از طرف برادرش امیرالمومنین علی (ع)به خواستگاری او آمد ،او از فرط شادمانی و رضایت ،گریست و گفت:خدا را سپاس من به "مرد" راضی بودم ولی او "مرد مردان" را نصیب من کرد .
"من لبابه ام ،خوشبخت ترین زن زمین،همسر عباس،عروس فاطمه کلابیه"ام البنین"،همسر علی (ع)،کنیز مهربان کودکی ام،بالا بلند بهشتی ،سنگ صبور گره گشا،شیر زن ،بانوی افسانه ای و... زنی که هر روز کمتر می شناسمش...!
به قربان همه جانهایی که فدای تو شد:"یا حسین"
نقل قول
 
 
منتقد
+1 #4 منتقد در تاریخ: دوشنبه 25 فروردين 1393 ، ساعت 11:01 ق ظ
اللهم صل علي محمد و آل محمد و عجل فرجهم
نقل قول
 
 
م.ک.ع
+2 #3 م.ک.ع در تاریخ: یکشنبه 24 فروردين 1393 ، ساعت 06:01 ب ظ
بر سر نعش گل ام بنین غوغا شد
همه گفتند: حسین بن علی تنها شد
ناگه حیرت زده در دشت دو دست دیدم
گفتم از یوسف من یک اثری پیذا شد
شهادت ام البنین تسلیت باد
نقل قول
 
 
همسایه
+2 #2 همسایه در تاریخ: یکشنبه 24 فروردين 1393 ، ساعت 05:01 ب ظ
زیبا بود
نقل قول
 
 
ز.ع
+2 #1 ز.ع در تاریخ: یکشنبه 24 فروردين 1393 ، ساعت 03:01 ب ظ
بسم الله الرحمن الرحیم

زن رشک حور بود و تمنای خود نداشت
چون آسمان نظر به بلندای خود نداشت

اسمی عظیم بود که چون راز سر به مهر
در خانه‌ی علی سَرِ افشای خود نداشت

ام‌البنین(س) کنایه‌ای از شرم عاشقی است
کز حجب تاب نام دل‌آرای خود نداشت

در پیش روی چهار جگرگوشه‌ی بتول
آیینه بود و چشم تماشای خود نداشت

زن؟ نه! همای عرش‌نشینی که آشیان
جز کربلا به وسعت پرهای خود نداشت

در عشق پاره‌های جگر داده بود و لیک
بعد از حسین(ع) میل تسلای خود نداشت

عمری به شرم زیست که عباس(ع) وقت مرگ
دستی برای یاری مولای خود نداشت
نقل قول
 

ارسال نظر

کد امنیتی
بارگزاری مجدد

طراحی قالب توسط : گروه برنامه نویسی قرمز