امروز: چهارشنبه, 21 آذر 1397

فاصله آدمها

داستان میزان فاصله قلب ادمها و تن صدا:

استادى از شاگردانش پرسید:
چرا ما وقتى عصبانى هستیم داد می زنیم؟
چرا مردم هنگامى که خشمگین هستند صدایشان را بلند می کنند و سر هم داد می کشند؟
 
شاگردان فکرى کردند و یکى از آنها گفت:
چون در آن لحظه، آرامش و خونسردیمان را از دست می دهیم
 
استاد پرسید:
این که آرامشمان را از دست می دهیم درست است امّا چرا با وجودى که طرف مقابل کنارمان قرار دارد داد می زنیم؟
آیا نمی توان با صداى ملایم صحبت کرد؟ چرا هنگامى که خشمگین هستیم داد می زنیم؟
شاگردان هر کدام جوابهایى دادند امّا پاسخهاى هیچکدام استاد را راضى نکرد.
 
 
سرانجام او چنین توضیح داد:

هنگامى که دو نفر از دست یکدیگر عصبانى هستند، قلب هایشان از یکدیگر فاصله می گیرد.
آنها براى این که فاصله را جبران کنند مجبورند که داد بزنند.
هر چه میزان عصبانیت و خشم بیشتر باشد، این فاصله بیشتر است و آنها باید صدایشان را بلندتر کنند.
 
سپس استاد پرسید:

هنگامى که دو نفر عاشق همدیگر باشند چه اتفاقى می افتد؟
آنها سر هم داد نمی زنند بلکه خیلى به آرامى با هم صحبت می کنند. چرا؟
چون قلبهایشان خیلى به هم نزدیک است.
فاصله قلبهاشان بسیار کم است.
 
استاد ادامه داد:

هنگامى که عشقشان به یکدیگر بیشتر شد، چه اتفاقى می افتد؟ آنها حتى حرف معمولى هم با هم نمی زنند و فقط در گوش هم نجوا می کنند و عشقشان باز هم به یکدیگر بیشتر می شود.
 

سرانجام، حتى از نجوا کردن هم بی نیاز می شوند و فقط به یکدیگر نگاه می کنند، اين همان عشق خدا به انسان و انسان به خداست است که خدا حرف نمی زند اما همیشه صدایش را در همه وجودت مي توانی حس کني اينجا بین انسان و خدا هیچ فاصله ای نیست می توانی در اوج همه شلوغی ها بدون اینکه لب به سخن باز کنی با او حرف بزنی.

 


نظرات   

 
بادصبا
+1 #4 بادصبا در تاریخ: شنبه 20 تیر 1394 ، ساعت 04:04 ب ظ
داستان جالبی بود.توزندگی ماها داره مدام این اتفاق میفته ومابهش بی توجهیم. عشقاتون پایدار :D
دوستان هم اشعار بسیارزیبایی رو نوشتند که از خوندنشون لذت بردم.

نشود فاش کسی آنچه میان من و توست
تا اشارات نظر، نامه رسان من توست
گوش کن با لب خاموش سخن می گویم
پاسخم گو به نگاهی که زبان من و توست

---------------------------
یک بارتوهم عشق من ،از عقل میندیش
بگذار که دل حل بکند مسئله ها را.
------------------------------
مثل اینکه باز هم خدا

روی قالی دلم، قدم گذاشته
نقل قول
 
 
فاطمه زهرا
+7 #3 فاطمه زهرا در تاریخ: سه شنبه 26 فروردين 1393 ، ساعت 10:01 ب ظ
نشود فاش کسی آنچه میان من و توست
تا اشارات نظر، نامه رسان من توست
گوش کن با لب خاموش سخن می گویم
پاسخم گو به نگاهی که زبان من و توست
نقل قول
 
 
منتقد
+5 #2 منتقد در تاریخ: دوشنبه 25 فروردين 1393 ، ساعت 11:01 ق ظ
گفتم:بدوم تا تو همه فاصله ها را*** تا زودتر از واقعه گویم گله ها را

چون آینه پیش تو نشستم که ببینی*** در من اثر سخت ترین زلزله ها را

پر نقش تر از فرش دلم بافته ای نیست*** از بس که گره زد به گره حوصله ها را

ما تلخی نه گفتنمان را که چشیدیم*** وقت است بنوشیم از این پس بله ها را

بگذار ببینیم بر این جغد نشسته*** یک بار دگر پر زدن چلچله ها را

یک بار تو هم عشق من از عقل میندیش*** بگذار که دل حل بکند مسئله ها را...
نقل قول
 
 
ز.ع
+5 #1 ز.ع در تاریخ: دوشنبه 25 فروردين 1393 ، ساعت 08:01 ق ظ
بسم الله الرحمن الرحيم
خدايا فاصله قلب هايمان را با قلب هاي اطرافيانمان آنقدر نزديك كن كه از نگاهمان بدانند كه چقدر دوستشان داريم و برايشان احترام قائل هستيم.
قلب من دوباره تند تند می زند

مثل اینکه باز هم خدا

روی قالی دلم، قدم گذاشته

در میان رشته های نازک دلم

نقش یک درخت و یک پرنده کاشته

قلب من چقدر قیمتی است

چون که قالی ظریف و دست باف اوست

این پرنده ای که لای تاروپود آن نشسته است

هدهد است

می پرد به سوی قله های قاف دوست
نقل قول
 

ارسال نظر

کد امنیتی
بارگزاری مجدد

طراحی قالب توسط : گروه برنامه نویسی قرمز